امروز سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۶
۱۰:۳۵:۵۳ - یکشنبه ۶ دی ۱۳۹۴
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
واکنش روزنامه اصلاح طلب به سخنان آیات یزدی و جنتی در مورد ازدیاد کاندیداها
روزنامه اعتماد نوشت: نام‌نویسی تعداد قابل توجهی افراد در انتخابات خبرگان رهبری و مجلس، نسبت به دوره‌های پیش به‌جای آنکه با استقبال دست‌اندرکاران مواجه شود، برخی را به واکنش واداشت چنانچه گویی توطئه‌ای در کار است.

ابتدا آیت‌الله یزدی ریاست مجلس خبرگان، ابراز نگرانی کرد وسپس آیت‌الله جنتی نیز در نماز جمعه تهران به این موضوع پرداخت .

ابتدا باید گفت که نمی‌دانیم آقای جنتی چگونه به این زودی چنین قضاوتی را درباره نامزدها کرده‌اند ولی می‌پذیریم که زیاد بودن بیش از انتظار تعداد نامزدهای انتخاباتی در کل یک ایراد است، هر چند لزوما توطئه نیست و حتی در مورد وضعیت سیاسی ایران می‌تواند به یک نکته مثبت تعبیر شود. بروز این پدیده علل خاص خود را دارد که می‌توان به آنها اشاره کرد.
١-‌ مهم‌ترین علت فقدان نظام حزبی است. وقتی در یک جامعه فعالیت‌های حزبی برقرار باشد، تعداد نامزدها به‌طور معمول متناسب با تعداد احزابِ فعال خواهد بود.

افرادی که در احزاب فعالیت نمی‌کنند، به خود اجازه نمی‌دهند وارد رقابت شوند، مگر آنکه به لحاظ فردی جایگاه شایسته‌ای در عرصه عمومی داشته باشند. بنابراین تا وقتی که کوششی برای تقویت نظام حزبی انجام نشود، و راه برای شکل‌گیری چند حزب بزرگ فراهم نشود، با چنین پدیده‌ای مواجه خواهیم بود.

٢-‌ سازوکارهای قانونی نیز عامل دیگری است. مجلس قبلی به‌جای آنکه سازوکارهای بهتری را به عنوان شرط ورود تعیین کند، در پی حذف رقبای احتمالی برآمد و در یک اقدام غیرمنطقی حداقل مدرک تحصیلی لازم برای نامزدی در انتخابات را به کارشناسی ارشد ارتقا داد، در حالی که داشتن مدرک کارشناسی نیز برای ثبت‌نام نباید ضروری باشد. نه به این معنا که افراد کم‌دانش وارد مجلس شوند، بلکه به این معنا که این مدرک هیچ ربطی به انجام وظیفه نمایندگی ندارد. به ویژه وقتی که می‌بینیم، انواع و اقسام مراکز پولی برای دادن مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر فراهم است. متاسفانه هنوز هم روشن نشد که شورای نگهبان چرا این مصوبه را خلاف حقوق ملت و قانون اساسی ندانست؟
در هر حال برای اینکه هر کس به خود اجازه ثبت‌نام و نامزد شدن ندهد، مگر اینکه حداقلی از رأی را داشته باشد، برخی شیوه‌ها به کار برده می‌شود. از جمله پرداخت مبلغ محدودی در حساب بانکی معین است که اگر نامزد مربوط در انتخابات شرکت کرد و مثلا کمتر از ٢ درصد کل آرا را به دست آورد، آن پول به نفع دولت و هزینه انتخابات گرفته شود. طبیعی است که در این صورت نامزدها حساب کار خود را خواهند کرد و بی‌گدار وارد میدان نمی‌شوند. یا آوردن مثلا ۵٠ امضا از افراد خاصی مثل استادان دانشگاه، روزنامه‌نگاران، نمایندگان موجود و سابق مجلس، یا وزرای فعلی و قبلی و… این شرایط را برای انتخابات ریاست‌جمهوری می‌توان توسعه و گسترش داد.
٣-‌ مثبت بودن افزایش تعداد مذکور برای ساختار سیاسی ایران از آنجا ناشی می‌شود که آن را می‌توان تعبیری از اعتقاد به کارکرد انتخابات دانست. وقتی که تعداد نامزدها را در دور پیش ١٣٩٠ با الان مقایسه می‌کنیم، این وضع را می‌توان محصول اعتقاد جامعه به موثر بودن انتخابات دانست که ناشی از رویداد سال ١٣٩٢ است. بنابراین نه تنها نباید نگران ماجرا شد، بلکه می‌توان از آن استقبال هم کرد.
۴-‌ با این حال ممکن است این پرسش پیش آید که علت مخالفت یا حساسیت آقایان نسبت به افزایش تعداد نامزدها چیست؟ روشن است که علت بالا رفتن احتمالی تعداد رد صلاحیت شده‌ها است. در واقع آقایان از این نگران هستند که آمار رد صلاحیت‌ها آن قدر بالا رود که اثرات سیاسی منفی داشته باشد. به نظر می‌رسد که این علت بدون وجه است. چرا؟
واقعیت این است که اگر فرض کنیم تعداد نامزدهای ثبت‌نام شده برای خبرگان مثل برخی از دوره‌ها ١۵٠ نفر بود، و ١٠ نفر رد صلاحیت می‌شدند، در این صورت مقامات مسوول برای کم اهمیت جلوه دادن به رد صلاحیت‌ها، می‌گفتند از هر ١۵ نفر فقط یک نفر را رد کردیم. به تعبیر دیگر برای دفاع از عملکرد خود به عدد و رقم و نسبت استناد می‌کردند. اکنون که حدود ٨٠٠ نفر ثبت‌نام کرده‌اند، و بخواهند به همان عدد ١۴٠ نفر برسد، باید بیش از ٨٠ درصد نامزدها را ردصلاحیت کنند و این رقم بزرگی است. ولی اشکال اینجاست که رسیدگی‌کنندگان به صلاحیت به‌جای آنکه وارد ماهیت کار خود شوند، اسیر منطق عدد و ارقام می‌شوند. ممکن است همان ١٠ نفری که رد صلاحیت شدند، حق‌شان ضایع شده باشد ولی در گردوخاک استناد به آمار این تضییع حق نادیده گرفته شود. لذا بهتر است به‌جای نگران بودن از تعداد نامزدها سعی شود هرگونه رد و تاییدی مستند به احکام مشخص و قابل قبول و نیز مستندات ارایه شده به نامزدهای ذی‌نفع باشد.
۵-‌ یکی دیگر از مسائلی که موجب سوءتعبیر از تعداد نامزدهای انتخاباتی شده است، برداشت متفاوت رسیدگی‌کنندگان به امر صلاحیت با نامزدهاست. برای مثال بسیاری از نامزدهای خبرگان به‌خوبی می‌دانند که سطح علمی آنان از خیلی‌ها بالاتر است و مرتکب تخلف و جرمی هم نشده‌اند و حتی شایبه‌هایی را که در مورد برخی افراد است ندارند، و لذا هیچ دلیلی بر عدم تایید صلاحیت آنان نیست، در حالی که برخی در مرجع تایید صلاحیت گمان می‌کنند که او فاقد صلاحیت است و باید خودش می‌فهمید و ثبت‌نام نمی‌کرد! این دو برداشت در مغایرت با یکدیگر است. تنها راه‌حل نیز رسیدگی شفاف به صلاحیت‌ها و کنار گذاشتن توسعه مفهوم احراز صلاحیت است؛ که در عمل انتخابات را دو مرحله‌ای می‌کند و باید در یک یادداشت مستقل به آن پرداخت.

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب

  • آخرین اخبار
  • گوناگون
پيشنهاد سردبير
ويژه نامه
تعداد شماره ها: 0
سفارش تبلیغات سفارش تبلیغات سفارش تبلیغات سفارش تبلیغات سفارش تبلیغات سفارش تبلیغات